به نام خدا
سنتور يكى از سازهاى خوش صدا و زيباى ايرانى است كه بسيار مورد علاقه ى ايرانيان است. صداى سنتور در شيوه هاى قديمى آن صداى آسمان پرستاره ى ايران است، به خصوص شهرهاى كناره ى کوير. همچنانكه موسيقى ايرانى خود از ويژگي خاصى برخوردار است، ساز سنتور نيز جنين است. اين ساز علاوء بر اجراى حالت هاى گوشه هاى موسيقى دستگاهى، قادر به اجراى ضربى ها، چهارمضراب ها و رنگ ها مى باشد. نمونه هاى بسيار زيبايى در آثار نوازندگان این ساز در يک صد سال اخير مشاهد مى شود كه توانايى هاى اين ساز را براى موسيقى دستگاهى اعم از آوازها و ضربى ها نشان مى دهد. از جمله مى توان بة آثار به جامانده از حبيب سماع حضور، حبيب سماعى، على اكبر شاهى، رضا ورزنده و فرامرز پايور اشاره كرد كه بدون اغراق هر كدام به تنهايى شاهكارهايى جاويدان از لحاظ اجرا و خلاقيت هنری براى اين ساز آفريده اند.
در فرهنگ فارسى معين آمده است:
«سنتور يكى از قديمى تربن و كامل ترين سازهى ايرانى كه به شكل ذوزنقين ساخته و سيم هاى بسيار بر روى آن كشيده شده است و آن را به وسيله ى دو مضراب چوبى نوازند.» سنتور به شكل هاى مختلف در اكثر نقاط جهان معمول و متداول است و شكل اوليه ى آن را به احتمال مى توان از زمان آشورى ها و بابلى كه در حجارى ها و نقاشى هايى كه بر روى ديوارها يا سنگ ها ترسيم شده است مشاهده نمود.
قديمى ترين استادى كه از اين ساز در دوره ى قاجار مى شناسيم، سنتورخان يا محمدحسن خان است كه استاد موسيقى و سنتورنواز اواخر قرن سيزدهم هجرى همزمان با اوايل سلطنت ناصرالدين شاه و از نوازندگان مخصوص دربار بوده است. شاگرد برجسته ى او محمدصادق خان است كه او نيز نوازنده ى زبردستى بوده و اولین موسيقى دانى است كه لقب سُرورالملک گرفته است. شاگردان برجسته ى این استاد، حبيب سماع حضور و ميرزاعلى اكبر شاهى هستند. سماع حضور، موسيقى دانى برجسته، مردى با ايمان و با اعتقاد بود و موسيقى را وسيله ى تزكيه ى نفس مى دانست.
شاگرد برجسته ى سماع حضور، حبيب سماعى است كه بعدها جانشين مستحق پدر مى شود و مقامى را در سنتور مى يابد كه همه او را استاد مسلم زمان خود مى دانستند. از شاگردان حبيب مى توان نورعلى برومند، مرتضى عبدالرسولى و قباد ظفر را نام برد كه شيوه ى او را توانستند حفظ نمايند و تدارم بخشند.
قديمى تربن سند شنيدارى كه در دست داريم چند لوله ى فونوگراف مى باشد كه حدرد يكصد سال ييش (1898 م.) از سنتور محمدصحادق خان سُرورالملک و همجنين سنتور و آواز ميرزا حبيمب سماع حضور (حدود 1899 م.) ضبط شده است.
تعداد زيادى صفحه ى قديمى گراهافون سنتور از على اكبر شاعى (در سال هاى 1906 تا 1915 م.) و سنتور حسن خان و ينج صفحه از سنتور حبيب سماعى همراه آواز پروانه (بين سال هاى 1926 تا 1931 م.) به يادگار مانده است.
مجيدكيانى

توجه : پسورد فايلهاي زيپ، www.harmonia.ir مي باشد.
| نوازنده | دستگاه | زمان | حجم فايل (KB) | دانلود |
| 1 | میرزا اکبر شاهی (1236-1302) | شور | 2:58 | 1,378 |  |
| 2 | حسن خان | آواز راست، دوگاه، رنگ | 5:56 | 2,761 |  |
| 3 | حبیب سماعی (1280-1325) | شور، ماهور | 8:52 | 4,127 |  |
| 4 | حسین صبا (1303-1339) | سه گاه | 5:20 | 2,476 |  |
| 5 | حسین ملک (1304-1378) | سه گاه | 3:31 | 1,630 |  |
| 6 | رضا ورزنده (1305-1355) | سه گاه | 9:06 | 4,260 |  |
| 7 | منصور صارمی (1309-1378) | بیات اصفهان | 7:07 | 3,358 |  |
| 8 | فرامرز پایور (1311) | بیداد همایون | 12:29 | 5,843 |  |
| 9 | مجید کیانی (1320) | بیات کرد | 7:41 | 3,593 |  |
| 10 | پرویز مشکانیان (1334) | سه گاه | 10:17 | 4,838 |  |
مجموعه ى حاضر انتخابى است از شاخص ترين آثار اجرا شده با سنتور در صد سال اخير (تاريخ تولد اولين نوازنده ى اين مجموعه 1236 است و آخرين آن ها 1334). در اين مجموعه نيز همانند مجموعه ى صدسال تار سعى كرده ايم در انتخاب نوازندگان سنتور به ميزان پايبندي آنان به سنت نوازندگى و درعین حال حفظ اصالت ها و ويژگى هاى فردى در هنر اجرايى شان به يک اندازه توجه كنيم تا شاخص ترين نماينده ى هر سبک معرفى شود. سنتور برخلاف آنچه شايد در نگاه نخست بنمايد، از جمله سازهاى دشوار در موسيقى ايرانى است كه به علت محدوديت امكانات فنى و ساختارى، تبحرِ در نوازندگى آن به ممارست ويژه اى نياز دارد. شايد به همين دليل هم هست كه نوازندگان چيره دست اين ساز تا به اين اندازه کم شمارند.
امّا مى توان ادعاكرد كه از همه ى نوازندگان مبرز سنتور قطعه اى در اين مجموعه گنجانده شده كه علاو بر معيارهاى ياد شده در بالا، كيفيت صوتى و فنى نيز در انتخالب آن مد نظر قرارگرفتد است. گزيده اى كه در دست داريد به سياق ديگر گزيده هاى اين سلسلة از آثار، با نخستين ضبط هاى نوازندگان بزرگ این سده آغاز می شود و گستره ى دو مكتب بزرگ سنتورنوازى يعنى مكتب قدما ( كه نمايندگان عمده اش محمد صادق خان، حبيب سماع حضور و حبيب سماعى هستند) و مكتب جديد (يا مكتب شاگردان و پيرران على نقى وزيرى و ابوالحسن صبا) را در بر می گيرد.
در اين جا وظيفه ى خود مى دانم كه از دوست عزيز و گرامى آقاى سيامک بنايى به جهت تلا شى كه درگردآورى منابع به خرج داده اند و هنرمند گرامى استاد مجيد كيانى به خاطر نكگرش متن مجموعه و آقاى اُرُد انزابى پور به خاطر پالايش صدا صميمانه سپاسگزارى كنم.
محمد موسوى
مؤسسه ى فرهنگى- هنرى ماهور