
توجه : پسورد فايلهاي
زيپ، www.harmonia.ir مي باشد.

آهنگساز و سرپرست گروه: نوید دهقان
آواز: سینا سرلک
نوازندگان گروه قمر
پارسا احتشامی | نی
علی خشتینژاد | تار و بمتار
شاهیـن صفـایی | تار
علیـرضـا گـرانفــر | سنتور
سحــاب تـربتــی | تنبک
نـازنیــن تنســاز | عود
نسیــم اربــابــی | کمانچه
نـویــد دهـقــــان | کمانچه - آلتو
تکنوازان:
علیـرضــا گـرانفـر
شاهیـن صفـایی
علی خشتینژاد
نـویــد دهـقـــــان

افـســانـه
چه خوش افسانه میگویی به افسونهای خاموشی
مــرا از یــاد خـــود بسـتــان بـدیــن خـــواب فـراموشی
ز مـوج چشــم مـستـت چـون دل سـرگشتـه بـر گیـرم
که من خود غرقـه خواهم شد دریـن دریای مدهوشی
سـخــنهـا داشـتــم دور از فـریــب چـشـــم غـمـــازت
چــو زلـفــت گـر مــرا بــودی مـجــال حــرف درگـوشـی
مـی از جــام مــودت نــوش و در کــار مـحـبــت کــوش
به مستی، بیخمـارست این مـی نوشیـن اگر نوشی
نمـیسنجــد و مـیرنجنــد ازیــن زیـبــا سـخـن سایـه
بـیــا تـا گـم کـنـم خـود را به خلــوتهـای خــامـوشـی
ه. ا. سایه
دیـــوانـه
دســت کـوتــاه مـن و دامــن آن ســرو بـلنــد
سـایـهی سـوختــه دل ایــن طمع خام مبنــد
دولــت وصــل تـو ای مــاه نـصیــب کـه شــود
تـا از آن چشـم خـورد باده وزان لـب گـل قنـد
خوشتر از نقش توام نیست در آیینهی چشم
چشـم بد دور زهی نقش و زهی نقشپسند
مـن دیـــوانـه کـه صـدسلسلــه بگسیختــهام
تـا سـر زلـف تــو باشـد نـکشــم سـر زکـمنـد
ه. ا. سایه
شـاه خـرابـات
ای کــه در کـــوی خـرابـــات مـقـامـی داری
جــم وقت خـودی ار دسـت به جـامی داری
ای کـه با زلـف و رخ يــار گـذاری شـب و روز
فرصتتباد که خوش صبحی و شامی داری
ای صبـــا سـوختگـان برسـر ره مـنـتــظــرنـد
گــر از آن يــار سفــر کــرده پـيــــامـی داری
بـوی جــان از لـب خنـدان قــدح میشنـــوم
بشنـو ای خواجـه اگر زانکه مشـامی داری
نــام نيــک ار طلبـد از تـو غـريبـی چـهشــود
تـويـی امــروز در ايـن شهـر کـه نامـی داری
حافظ
ساز و آواز
آن سـو مــرو ایــن سـو بیــا ای گلبـن خنــدان من
کـز روی تـو روشـن شـود شـب پیش رهبانـان من
هفــت آسمـــان را بــر درم وز هفــت دریــا بگـذرم
چـــون دلـبــرانـه بنـگــری در جــان سـرگـردان من
تـــا آمــدی انــدر بــرم شـد کـفــر و ایمـان چاکـرم
ای دیـــدن تــو دیــن مـن وی روی تــو ایـمـــان من
یکلحظه داغم میکشی یکدم بهباغم میکشی
پیـش چـراغـم میکشی تـا واشود چشمــان من
از لطـف تو جـان شـدم وز خویشتـن پنهـان شـدم
ای هسـت تـو پنهان شـده در هستی پنهـان من
بــر یـــاد روی مـــاه مــن بـاشـد فـغــــان و آه من
بـر بـوی شـاهنشـاه مـن هر لحظـهای ویــرانه من
گل جامـهدر از دست تو وی چشـم نرگس مست
ای شـاخـههـا آبـسـت تـو وی بــاغ بـیپـایـان من
مـولانـا
راه و ماه
چو شـب به راه تو مانـدم که مـاه من باشی
چــراغ خلــوت ایـن عاشـــق کــهــــن باشی
به ســان سبـزه پریشـان سرگـذشت شـبم
نیـامــدی تـو کـه مهتـــاب این چمـــن باشی
تو یـار خواجـه نگشتــی به صـد هنــر هیهات
کــه بـــر مـــــراد دل بـیقـــــرار مـــن باشی
وصـــال آن لـب شیـریـن به خســروان دادند
تـو را نصیـب همیــن بـس که کوهکـن باشی
دلــم ز نازکـی خود شکست در غـم عشــق
و گـر نـه از تـو نیــایــد که دلشـکـــن باشی
ز چــاه غصــه رهـایـی نبـاشــدت هــر چنــد
بـه حُســن یوسـف و تـدبیــر تـهمتــن باشی
خمــوش سایـه که فریــاد بلبـل از خامیست
چو شمع سوخته آن به که بیسخن باشی
ه. ا. سایه
چند سطر دربارهی «سینا سرلک»
سینا سرلک به خاطر میآورد که در شش سالگی با صدای تار پدرش به وجد میآمده و پیش
خود زمزمه میکرده است. بهرام سرلک مسئول امور فرهنگی شهرستان الیگودرز بود و محقق
موسیقی بختیاری. وی همیشه مشغول جمعآوری قطعاتی بود که توسط پیران دهات اطراف
خوانده میشد. وقتی مادرش، سیمین خواندن و زمزمه کردن کودک را به گوش میشنود،
بهرام را از آن باخبر میکند. کمی بعد پدر موسیقیدوستْ آموزش به پسرش را آغاز
میکند ؛ آواز همراه با نواختن تنبک. هدف او این بود که استعداد نهفتهی پسر را
هدایت کند و از او موسیقیدانی بسازد که سنتهای بختیاری را حفظ کند. تلاشهای پدر
شش سال بعد به ثمر نشست. فرزندش نوجوانی شد و در رشتهی آواز و تنبک مقام اول را در
بخش موسیقی نواحی نهمین جشنوارهی فجر (۱۳۷۲)، و در بین بزرگان این موسیقی، کسب
کرد. اما بعد از آن جایزه بود که برای سینا اتفاق جریانسازی افتاد. نوازندهی
مشهور دوتار، حاج قربان سلیمانی، سینا را به استاد آواز ایران، محمدرضا شجریان،
معرفی کرد و او سینا را به شاگردی پذیرفت.
کلاس درس با شجریان هر سهشنبه برگزار میشد و سینا هر هفته
همراه با پدر یا مادرش از الیگودرز به تهران میآمد. فرقی نمیکرد زمستان است یا
تابستان، فصل امتحانات است یا باید در مدرسه حضور داشته باشد. دو سال اول به آموزش
تکنیکهای صداسازی سپری شد. جملهبندیهای تحریری در موسیقی سنتی و دستگاهی را تحت
نظر شجریان آموخت، آموخت که چگونه از قسمتهای مختلف دستگاه صوتیاش بهره گیرد،
تکنیکهای «چکشی»، «بلبلی»، «دوتایی»، «تکی» و تحریرهای «بالارونده» و «مخفی» را به
کار بندد. پس از این، شش سال دیگر دستگاهها و ردیفهای آوازی را آموخت.
به گفتهی او، در این سالها شجریان بارها و بارها در مصاحبهها
(راز مانا، مجلهی سینما، و حتی هنگامی که در برنامهی میبدی در شبکهی NITV ظاهر
شد) و یا در نوشتههایش (کتاب هزار گلخانهی آواز) نام شاگرد را به عنوان
خوانندهای با استعداد و نمونه ذکر کرده است.
اما اهداف خوانندهی جوان چندگانه است. او اکنون در تهران زندگی
میکند و قصد اعتلای فنون آوازی را تا جای ممکن دارد. در عین حال، یکی از
خواستههای همیشگیاش پویایی موسیقی بختیاری در دستگاههای سنتی است. این همان چیزی
است که استادش در جلسه اول آموزش آواز با او طی میکند: «به شرطی آواز ایرانی را به
تو میآموزم که موسیقی بختیاری را حفظ کنی.» و سینا در طی این سالها علاوه بر اجرا
و بازخوانی قطعات کلاسیک، بخشهایی از موسیقی سرزمینش را نیز اجرا کرده است. این
خوانندهی جوان امیدوار است که با رجوع به موسیقى بختیارىْ موسیقى دستگاهى را غنا
بخشد، «من به عنوان جوانى که نمایندهی سرزمین بختیارىست نمیخواهم فرهنگ قومم از
بین رود و به احیای آن فکر میکنم.»
احترام سرلک برای شجریان مستدل است و او را نمونهای برای
جوانان نسل خود میداند، نه لزوماً از برای آزمودن راه طی شده که برای کاربست فنون
حرفهای در زندگی انسانی: «ایشان هنجرهاى استثنایى دارند. همانى که به شش دانگ
معروف است و جداى از تواناییهاى ایشان، باید بگویم که در انتخاب شعر و همراهى آن
با موسیقى بسیار هوشیارانه عمل میکنند.»
شاگرد وفادار جایگاهی خاص برای استاد خود قائل است، «استاد
شجریان ۲۱ نت میخوانند که بینظیر است. تا اکنون کسى نتوانسته ربنایى که ایشان
خواندهاند را تقلید کند و تا آن حد بخواند.» اشاره به «ربنا»یی است که بهخصوص در
این ماه رمضان مردم گوشهایشان بیشتر بدان آشناست و آنرا محمدرضا شجریان در جوانی
و در اوایل انقلاب خواند.
سینا سرلک همه نوع موسیقى گوش میکند و معتقد است که حضور همگی
برای پیشبرد موسیقی لازم است، اما دلیل توجه بیش از اندازهی جوانها به موسیقى پاپ
را چیزى جز آسانگوار بون آن نمیداند، «[خوانندگی] پاپ راحت است و کسانى که در این
زمینه کار میکنند نیازى به آموزش کامل ندارند و لازم نیست که مثل من بیش از ۱۵ سال
تلاش کنند.» به گفتهی سرلک، جوان امروزی خواهان موسیقی آسانگوار و آهنگین است.
میخواهد میل خود را به حرکت با موسیقی پرهیجان سیراب کند. اما به این نکته هم
اشاره دارد که این موسیقی دیرپا نیست و کاربردش محدود به زمانی کوتاه است. هر جوانی
پس از مدتی گوش فرا دادن به موسیقی پاپ خواهان عمق بخشیدن به تجربهی گوارای اولیه
است و اینجاست که موسیقی دستگاهی و جز آن گوهر خود را نمایان خواهد کرد.
منبع:
وبلاگ همایون
شجریان